به پرتو فکر کردم. اینکه چقدر از من آدمتر است. صاف و روشن و صادق همان جزییاتی را که در زندگیمان بود به دکترش منتقل کرده بود. چیزی را در پوستهی چیز دیگری پنهان نکرده بود. پرتو از دورویی من، از ریایی که در دوگانگی من بود در امان مانده بود.
کتابهای مرتبط
نظرها (۰)
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده است. اولین نفر باشید.