در گـذشتـههای فـرامـوششده، كنار شهـری كوچك و دشتی بزرگ، خاركنی خانهی گرم و راحتی ساخته و در خلوت خود با دخترش نگار زندگی میكند. نگار دختری مهربان و مشكلپسند است كه پرستاری از پدر پیرش را به عشـق و ازدواج ترجیـح مـیدهد. امـا سلطان گل زرد پادشاه سرزمـیـن دیـوها، دلبستهی نگار میشود و از او مـیخـواهـد تا در كنار هم برای رهایی دیوهای بیآزار از دست هیولاهای بیرحم تلاش كنند، تا هم دیوها و هم آدمها عاقبت بتوانند خوش و خرم زندگی كنند ...
سلطان گل زرد روایتی نو و شاعرانه از یكی از زیباترین افسانههای ایرانی است.
۷ بهمن ۱۴۰۱
مریم خیلی عالی بود من که کیف کردم نقاط قوت: - داشتن قدرت یک دختر نقاط ضعف: - بايد کمی ادامه می داشت